یادمه دو روز قبل روز پدر (روز شنبه) تو شرکت پشت کامپیوترم بودم داشتم تو یاهو مسنجر چت میکردم دیدم مادرم آن شد... پی ام دادم : مامان سلام خوب شد اومدی اینجا، این بابا که نمیزاره منو تو تنها شیم حرف بزنیم که واسه روز پدر چی بخریم؟؟؟ مامانم: سلام پسرم، با پولای تو بخریم یا پولای من؟؟ من: مامان چه فرقی میکنه؟؟؟ مامانم: فرق میکنه دیگه اگه من بخوام از پولای خودم بخرم باید از بابات پول بگیرم واسش ...کادو بخرم ولی اگه تو بخری از پولای خودته... من: چه حرفیه؟؟؟؟؟ باشه من پولشو میدم چی بخریم؟؟؟ مامانم: بابات خیلی آی پد نیو دوست داره 1 ملیون و خورده ایه اونو بخر براش پسرم از طرف خودم و خودت. من: مامان یکم گرون نیست؟؟؟ مامانم: نه پسرم بابات خیلی زحمت کشه... من: چشم میخرم امروز. یهو دیدم گوشیم زنگ خورد اسم مامانم افتاد!!!! گوشی رو ورداشتم گفتم مامان شما که داشتی یاهو چت میکردی باهام چرا زنگ زدی؟؟؟ مامان پشت تلفن: من؟؟؟؟ من بیرون خونم!!! بابات با لپ تاپ من اومده بود ایمیل هاشو چک کنه حتما اونه با آی دی من آن شده... من: خدا وکیلی اگه من نصف مخ بابام رو داشتم که این همه نقشه میریزه الان تو ناسا بودم... والاااااااااا گرفتااااااار شدیم به خداااا