در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


چک

رفتم تو بانک با خوشحالی چک 200 تومنی رو گذاشتم رو میز گفتم داداش اینو نقدش کن. دیدم دختر جلوییم مبلغ چکمو نگاه کرد. با تمسخر یه نگاهی بهم انداخت ، دیدم مبلغ چکش 50 میلیونه گرخیدم سریع خودمو جمع کردم گفتم حاج آقا قدیری پرسیدن چک 3 میلیاردیشون و امروز اومدن دنبالش یا نه دختره گرخید منم یه نگاهی با تمسخر بهش انداختم با تعجب پرسید "شما با آقای قدیری نسبتی دارید؟" گفتم " علی قدیری، پسرشون هستم چطور ؟ اسمشون به گوش شما هم رسیده؟ " گفت " چه جالب ، آخه منم دلارام قدیری ، دخترشون هستم " دیدم کارمند بانکم میگه " آقای آرزومندی ، پدر شما تو حسابشون 6 هزار تومن مونده که ما نبستیم ، نمی دونم چرا هی به پسراش چک 200 هزار تومنی میدن

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!