در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


زنه شوهرش کرونا میگیره، میمیره. پشت جنازش راه میرفت و گریه میکرد و میگفت: عزیزم، چرا منو تو این دنیا تنها گذاشتی و رفتی... من بدون تو میمیرم... یه آقایی، خیلی دلش سوخت براش، به دوستش میگه: آخی... بخدا اگه آدرسشو داشتم، باهاش ازدواج میکردم، شاید این طوری بشه از غصه هاش کم کرد.. زنه میشنوه و گریه کنان ادامه میده: عزیزم، چرا منو تو خیابون ولیعصر، نبش کوچه 7، پلاک 16، درب آبی رنگ، زنگ خرابه، تنها گذاشتی

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!