تو صف نون بودم دیدم ۲ تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم دعواشون شده بود… اولى: برو بابا! دومى: به من نگو بابا به من بگو عمو، به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!! اصن یه وضیه
تو صف نون بودم دیدم ۲ تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم دعواشون شده بود… اولى: برو بابا! دومى: به من نگو بابا به من بگو عمو، به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!! اصن یه وضیه