در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا میکرد … تا منو دید گفت: اینو می گما خدا… نمی دونم داشت پشت سر من به خدا چی می گفت…

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!