در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


مامان هی پنجره رو میبنده من باز میکنم هی پنجره رو میبنده من باز میکنم میگم مامان جونم عشقم ... گرمه به خدا !!! بعد میاد چشم غره میره میبنده باز عصبانی میشم میگم اه ه ه مامان نبند .... میگه این چه طرز حرف زدنه؟؟؟؟؟ آدم با مادرش اینجوری حرف میزنه؟؟؟؟؟ کم زحمت کشیدم؟؟؟ کم دستم تو آب میره؟؟؟ غذات دیر شده؟؟؟ لباسات نشسته مونده؟؟ اصلا تو چته ؟؟چرا اینقدر عصبی شدی !!!!

0 0

این یه جونوریه که نگو چیست ؟ تعریف و تمجید مادر بنده وقتی میخواد از زرنگیه من تعریف کنه

0 0

من دلم میخواد واسه امتحانا درس بخونما، ولی تا میام شروع کنم بخونم مراقب میگه سر جلسه نباید کتاب باز کنی

0 0

ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻦ ﻭ ﯾﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮﻧﻪ، ﺭﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺎﺭﯾﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻧﮑﺸﯿﻦ . ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﮎ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﺧﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ رو ﮐﺠﺎ ﺑﺒﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﻥ....؟!

0 0

عسل

ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﺪ ﻣﻦ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻧﻤﻴﺮﻡ؟ ﭼﻮﻥ ﻋﺴﻞ ﺗﻮ ﺁﺏ ﺣﻞ ﻣﻴﺸﻪ 1000 الله و اکبر به این همه شیرینی و زیبایی در من

0 0

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺪﻭﻡ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﻢ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﺗﺨﻤﻪ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﭘﺴﺘﻪ ﺗﻮﺵ ﺑﻮد ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﮑﺮﺕ

0 0

پارسال سر کلاس با بچه ها داشتیم شلوغ میکردیم یهو استاد اومد گفت: اینجا طویله ست!؟ یکی از ته کلاس داد زد: نههههه اشتباه اومدی

0 0

دانشگاه رفتن دانشجوی ایرانی: ساعت ۸ الی ۱۰: استاد بخدا هنوز خوابیم چجوری به درس گوش بدیم؟! ساعت ۱۰ الی ۱۲: استاد گرسنهایم با شکم گرسنه که نمیفهمیم ساعت ۲ الی ۴: استاد بعد غذا باید بخوابیم الان سنگین شدیم ساعت ۴ الی ۶: استاد از هشت صبح سرکلاسیم دیگه نمیکشیم خدایی

0 0

بابام میگه: تو که سنتی ازدواج نمیکنی، حداقل صنعتی ازدواج کن!! میگم: صنعتی دیگه چه مدلیه؟ میگه: بگرد، دختر کارخونه داری چیزی پیدا کن، از این فلاکت نجات پیدا کنی، علاف و بیکار

0 0

سوال امتحانی: به حشره ای که از شهد گل برای ماعسل درست می کند چه میگوییم؟ جواب: میگوییم دست درد نکنه حشره

0 0

دوستم ۲۰ سالشه ازدواج کرده بچه هم داره!!! بعد من ۳۰ سالمه میریم مهمونی وقتی به من چایی تعارف میکنن، مامانم میگه نه مرسی این نمیخوره

0 0

امروز رفتم واتساپ و تلگرام و اینستامو باز کردم، دیدم پیام دادند چه عجب برو به ایتا جونت برس

0 0

دیشب یه اس ام اس واسم اومده بود: رسیدی پاریس خبر بده ، نشست هیئت مدیره هم فرداست، برای هماهنگیه بارنامه ی اون ۱۰ تا مازراتی هم با دبی تماس بگیر! حالا من پفک حلقه ای کرده بودم تو انگشتام، داشتم باب اسفنجی میدیدم، خب اشتباهی پیام ندین!!!

0 0

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..! وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد

0 0

یارو میگه: باز خوبه شما رو با بچههای درسخون فامیل مقایسه می کنند ما تو فامیلمون درس خون نداریم بابام منو مستقیم با خود بوعلی سینا مقایسه میکنه

0 0

تعریف از خود نباشه ولی از جلوی هر مرکز خریدی که رد میشم درش برام باز میشه

0 0

جن

کاش جن اتاقم عقلش برسه خیلی گرمه نمیشه از سپر پیشرفته ی پتو استفاده کنم و پامو گاز نگیره

0 0

چای

پدربزرگم چایی در حال جوش براش، میاوردی با یه هورت مینداخت بالا. بعد میگفت چاییتونم که سرده خدابیامرز مسیر مری تا معده رو ایزوگام کرده بود هیچ درکی از سوختگی نداشت

0 0

من فکر کنم همسرم ... خیلی از ورزشهای رزمی بدش میاد، هربار ازش میپرسم چرا ناراحتی میگه بخاطر کاراته!!!

0 0

یادتونه بچه بودیم میخوندیم: ماشین مشتی مندلی نه بوق داره نه صندلی، صندلیهاش فنر داره نشستنش خطر داره! یعنی خدا شاهده از همون موقع داشتن ذهنمونو برای خرید پراید آماده میکردن!

0 0

نفس

دختره نوشته که با هر نفسم 10 تا پسر میمیرن منم نوشتم: خب مسواک بزن بلاکم کرد عایا توصیه های بهداشتی کارِ بدیست؟

0 0
در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!