دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به سمت تایلند، فرهاد رفته باشد
شرایط عمومی لازم برای چوپان شدن: چوب دستی ، کتری ، نره خر ، بوقچه ، خورجین ، سه سال سابقه اقامت در رو ستا حداقل میزان تحصیلات : لیسانس آشنایی کامل با رایانه + مدرک ICDL آشنایی با یکی از زبانهای خارجه ، ترجیحا عربی (جهت سر دادن اصوات هوی هی و ...) (داشتن سگ الزامیست)
دختره امروز ازم پرسید: آقا خیابون فلان کجاست؟ گفتم:بلد نیستم. گفت:بیشعور و رفت. اذیت میشم وقتی میبینم تحریمها داره مردممون رو ذره ذره آب میکنه!!
وقتی تو مصاحبه کار بهت میگن بهتون زنگ میزنیم تو مایه های وقتی که میری لباس بگیری میگی: حالا برم یه دور بزنم میام.
من انقدر بد شانسم که زنم بگیرم ، هر هفته شب جمعه ها مهمون از شهرستان میاد ، تا دوشنبه هم می مونه !
جنس تور باید خیلی عالی باشه که مقابل این توپ پاره نشد بازی ایتالیا - آلمان با گزارش استاد جواد خیابانی
به قلبم گفتم : شبها خواب به چشمم نمیآید ، قلبم گفت : از بس که بعد از ظهرها میخوابی ، زر نزن بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا !
دقت کردین با کار خوابیدن آدمم کار دارن؟؟!! قبل ۱۲ بخوابیم میگن مرغی؟ بعد از ۱۲ بخوابیم میگن جغدی؟ راس ۱۲ بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت………….. چه غلطی کنیم بالاخره؟!!!!!
بر اثر تجربه بهم ثابت شده که از یه سنی به بعد دیگه نباید در پیشگاه والدین گرامی از افعال پرسشی استفاده کرد! برای مثال: میشه من امشب با دوستام برم بیرون؟ (شکل غلط) من رفتم بیرون! (شکل صحیح)
مامان هی پنجره رو میبنده من باز میکنم هی پنجره رو میبنده من باز میکنم میگم مامان جونم عشقم ... گرمه به خدا !!! بعد میاد چشم غره میره میبنده باز عصبانی میشم میگم اه ه ه مامان نبند .... میگه این چه طرز حرف زدنه؟؟؟؟؟ آدم با مادرش اینجوری حرف میزنه؟؟؟؟؟ کم زحمت کشیدم؟؟؟ کم دستم تو آب میره؟؟؟ غذات دیر شده؟؟؟ لباسات نشسته مونده؟؟ اصلا تو چته ؟؟چرا اینقدر عصبی شدی !!!!
مرتیکه نشسته وسط امریکا میگه توت فرنگیای اینجا خوب نیستن قربون ایران خودمون اگه راس میگی بیا جاهامون عوض بعد اونقدر توت فرنگی بخور تا جون از ... درآد
قدیما مامانمون یه کیلو سبزی میگرفت پاک میکرد دو تا کفشدوزک از توش میومد بیرون کلی سرگرم میشدیم اما حالا چی؟ نه سرگرمی ، نه دوست دختری، :دی هیچی نداریم! والا بقران با این سبزیاشون
تو بهشت داری مخ میزنی ، گشت ارشاد میزنه پشتت میگه اونور خیابونیه که بهتر بود خاک برسرت بیا این شماره اونه من برات زدم اینو ول کن!
بچه که بودم بابام منو برد بهداری واکسن بزنم تا چشمم خورد به آمپول خون گریه میکردم التماس میکردم چند نفر گرفته بودنم منم زجه میزدم (بار روانیش خعلی زیاد بود) الکل رو که زد به بازوم گفتم تمومه کارم به عنوان آخرین حرفم گفتم "یا حسین شهید" آقا همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک میخوردن.
یه ضرب المثل لاتین هست که میگه : به اون مرد احترام بگذار ! کسی چه میدونه !؟ شاید اون پدر واقعیت باشه !!! ( بر اساس سریالهای آمریکای جنوبی شبکه های فارسی !)
یه روز سوار تاکسی بودم داشتم میرفتم سر کار کنار دستم یه زنه نشسته بود یه بچه 4-5 ساله هم تو بغلش بود ! تمام مسیر این بچه عرعر میکرد و داد میزد میگفت ساندیس میخوام ! راننده تاکسی هم اومد آرومش کنه گفت پسرم گریه نکون الان پیاده میشید مامانت برات میخره ! بچه هم نه گذاشت نه برداشت به راننده گفت: تو دیگه گُ...ه نخور !!!!
تو اتوبوس بودیم، یهدونه از این زن چادریا که فقط دماغشون معلومه به یه دختره گفت: دختر خانوم موهات معلومه ... این چه وضیعیه؟ دختره هم برگشت گفت: موی من هم مثل زبون شما سر جاش بند نمیشه!!!